سلام!
خیلی وقت بود می خواستم یه چیزی بگم. . .
سلام!
خیلی وقت بود می خواستم یه چیزی بگم. . .
نمی دانم چرا دیگر دعایم را جوابی نیست
چرا دیگر در این دنیا برایم جای خوابی نیست
به یادم هست قبلن ها
كه شاید فسقلی بودم!
و از شعر و حكایت ها فقط از بر
"یه توپ قلقلی" بودم
چه خوش بودم چه خوش بودم
و می خواندم هزاران بار و تنها مشكلم این بود
كه در این خواندن بسیار
نیفتد توپك نازم
به ناگه در پس دیوار
ولی اكنون...
كه بر طبق گواه هیكل و ریشم
و بر طبق گواه روز و ماه و سال پیدایش
كمی بالغ تر از پیشم!
نه با یك توپك رنگی، نه با شعری، نه با نقاشی و طرحی
دلم خوش نیست
كه من در سن قانونم
سرم خوش نیست!
و افتادم به دنبال شعار و حرف و اندیشه
و گم كردم مكانم را،
زمان و جای خوابم را
و می جویم درونم را
به دنبال هویت، ارزش و ریشه!
و رفت از یاد پیمانم. . .
"الم اعهد الیكم یا بنی آدم؟"
و مثل سایر ابنا!
كه می نالند از جور ستم های ستمكاری به نام نامی "دنیا"
به او گفتم تو ای دنیا. . .
چه می خواهی زجان ما!
ولی افسوس. . .
اگر دنیا زبانی داشت. . .
پس از سر دادن آهی
به من می گفت: ای انسان. . .تو از جانم چه می خواهی!؟
تو از جانم چه می خواهی!؟
تبلیغات


