تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

اساطیر غولاباد

از کلاسور غولاباد ,

جمعه 7 بهمن 1384

چون بر آنم که از اساطیر غولاباد بنویسم از آغاز شروع می کنم:

قسمت اول:  دایی جان صبوحی (او که همه دوستش داریم)

آری. او محبوب ترین شخصیت تاریخ غولاباد است. وی  در17 غولآبانماه سال 1340 غولابادی در گربه گوون به دنیا آمد. در سن 15 سالگی به زبان فارسی تسلط یافت و عازم دانشگاه شد .وی در آنجا به تحصیل در رشته کاربرد جغرافیا و آبیاری گیاهان دریایی مشغول شد. در سن 25 سالگی با اعلام مصوبه اعدام افرادی که اول اسمشان "ص" است ،به منظور کنترل جمعیت، از گربه گوون به اوشایی مهاجرت کرد.وی در اوشایی زندگی سختی داشت و مورد ظلم  و ستم  پادشاهان آن دیار قرار گرفت...با آغاز دوره اول جنگهای اوشایی و غولاباد در سال 1379، وی توسط نیروهای SPG (فرمانده غولیکها) به اسارت در آمد و به ناچار به غولاباد برده شد . فتوح الدوله ، پادشاه وقت غولاباد، وی را مورد عفو خود قرار داد و او در غولاباد سکونت یافت.

دایی جان (او که همه دوستش داریم) کم کم به محافل غولاباد راه یافت و در سخنرانی معروف غولتیرماه سال 1381 توجه عموم و دربار را به خود جلب کرد و یکماه بعد به پست ریاست سازمان نقشه کشی ارتش منصوب شد.

در سال 1384 به ناگاه همه چیز دگرگون شد و با تعویض پادشاه توسط ملکه انگلستان، او از عرش به فرش سقوط کرد.

کتاب "چرندیات محض" نوشته ی حقیر که در واقع تاریخ مکتوب غولاباد است در مورد عزل وی می نویسد:(متن بسیار خلاصه شده است)

"در صبحی از صبحهای تابستان که قرار بود فتوح الدوله عزل شود،عده ای شوالیه سرتاپا سیاه وارد غولاباد شدند تا امنیت نظامی لازم برای ورود ملکه در سطح بالایی باشد.این شوالیه ها مجهز به تفنک ژ-3 ، کلاشنیکف ، m16، یک قبضه توپ 120 mm از نوع تا شو، کلت کمری ، چاقوی میوه خوری ، mp3 player، تعدادی موچین ، 12 قبضه ناخن گیر ، 13 مثقال نخود و 48 فروند کیسه زباله بودند.این اطلاعات در بدو ورود ایشان توسط ماهواره های غولیک ست، SPG SAT،  FOTOH SAT ثبت و ضبط شدند و من با پارتی فراوان به آنها دست یافتم...

تمام غولاباد به راحتی تسلیم شد و تنها دایی صبوحی (او که همه دوستش داریم) در کوچه چاه تقویه مقاومت می کرد که شوالیه ها با خونسردی تمام دست و پای وی را گرفتند و در حالی که دست و پا می زد به سیاهچال کاخ بردند...دایی جان (او که همه دوستش داریم) تا یک هفته در آنجا زندانی بود و بعد از آن در یک دادگاه صحرایی محاکمه

و به گربه گوون تبعید شد."

گفتنی است که طبق آخرین خبرها وی در بازار پارچه فروشان گربه گوون پرچم کشورهای بزرگ دنیا را می فروشد.

دایی جان ، دیر زی...شاد زی.

دایی جان در اوج قدرت و محبوبیت در روز ملی غولاباد:

                  

          

         

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 09:01 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©