تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

عشق

از کلاسور مقاله ها ,

چهارشنبه 10 اسفند 1384

دیروز صبح تو فکر یه مطلب واسه وبلاگ بودم که سران نیو غولیسم اومدن گفتن :" متی وبلاگ زیادی افتاده تو جنگ ، اگر میتونی یه مطلب عشقولانه بزن ! " من قبلا بهش فکر کرده بودم ولی آماده نبود. این بود که دیروز شروع کردم :

عشق چیه ؟ چی کار میکنه ؟ خودم خیلی وقت ها بهش فکر کردم، خیلی نظرها داشتم، خیلی تعریف ها ازش شنیدم ولی . . . موضوع اینه که هر کسی یه تعریفی داره و هر کسی یه نظری، رفتم کتابخونه، فرهنگ فارسی معین رو برداشتم . معنی عشق رو پیدا کردم:

عشق:1- به حد افراط دوست داشتن 2- دوستی مفرط ، محبت تام 

                                    

یکی از عواطف است که مرکب میباشد از تمایلات جسمانی، حس جمال، حس اجتماعی، تعجب، عزت نفس وغیره. علاقه بسیار شدید و غالبا نامعقولی است که گاهی هیجانات کدورت انگیز را باعث میشود و آن یکی از مظاهر مختلف تمایل اجتماعی است که غالبا جزو شهوات به شمارآید. به عقیده صوفیان اساس و بنیاد هستی بر عشق نهاده شده و جنب و جوشی که سراسر وجود را فراگرفته به همین مناسبت است. پس کمال واقعی را در عشق باید جست و جو کرد. رفتم دهخدا رو برداشتم اغلب نوشته بود برگرفته از فرهنگ فارسی معین و چیز جدیدی نداشت.

یادم افتاد سال دوم راهنمایی که بودم یکی یه سالنامه به من داد و گفت تمام سوال های توی اونو جواب بده گفتم باشه ! رسید به یه صفحه بالاش نوشته بود عشق یعنی چه ؟ یکی نوشته بود عشق یعنی سراب، یکی نوشته بود یک نوع بیماری است، دیگری گفته بود مگه میشه از عشق گفت ؟ ( خیلی دلم میخواست به این یکی بگم ابله )

                                

یکی دیگه هم نوشته بود عشق یعنی احمقانه ترین احساس در انسان و بهترین چیز در زندگی، من اون زمان یه تعریف داشتم و همون رو نوشتم : عشق یعنی ابراز احساسات و محبت به کسی یا چیزی. چند وقت بعد از اون یه فیلم دیدم، یه فیلم ایرانی، نیمه پنهان، توی اون گفت عشق یک نوع جاذبه است که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند.بعد به یاد SMS هایی که بهم زده بودن افتادم، قشنگ هاش اینا بود :

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست! عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد!

عشق از دوستی پرسید تفاوت من و تو در چیست ؟ دوستی گفت: من دیگران را به سلامی آشنا میکنم تو به نگاهی، من آنها را با دروغی جدا میکنم تو با مرگ!

ولی آیا عشق فقط محبت بین دو انسان، یک زن و مرد، یک دختر و پسر، یک فرزند و مادر و . . . هست ؟ فکر کنم جواب این سوال رو آقای راستی در جواب سوال من دادن :" عشق واقعی بسیار بسیار بسیار جالبه و در هر چیزی میتونه تجلی پیدا کنه! مثلا اونی که میره یه قناری میخره به 100 هزار تومن یعنی عشقش قناری و نگه داشتن اونه دیگه! معنی عشق تو ایران عوض شده، تا میگی عشق اولین چیزی که به ذهن میاد افکار منفیه، درضمن 100% در مقابل عقله! بعد هم نباید با هوی و هوس اشتباه گرفته بشه! "

باز به یاد مطلبی افتادم که 2سال پیش خونده بودم : عشق از زیباترین مفاهیم زندگی است. عشق جنسی که یک بال آن هوس و غریزه و بال دیگر آن صمیمیت و تعهد است و به 5دسته تقسیم میشود:1-عشق به خدا 2-عشق به خود 3-عشق مادرانه 4-عشق برادرانه 5-عشق جنسی ، شما کدوماشو تا حالا حس کردید ؟؟!! 

                        

باز به یاد حرفی افتادم که ملا میگفت از سید هادی شنیده:" عشق خود خداست. چون تو عاشق هر چی که بشی خدا اونو آفریده! " اومدم از دوستان تعریف عشق و نظرشونو راجع به اون پرسیدم. ملا گفت:" ما فعلا معلقیم عزیز! نه اینور نه اونور! نه تعریفی دارم نه نظری." رمض تعریف مشخصی نداشت و نظرش هم این بود که خیلی مزخرفه! رئیس گفت:" اگر در موقعیت مناسب پیش بیاد خیلی خوبه!" یکی دیگه گفت:" عشق اینه که فقط به خاطر معشوق حالا شخص یا چیز زندگی کنی و نظرم هم اینه که پایدار نگه داشتنش سخته!" بعدی در جوابم گفت:؛ گنجی است وجود و پاسبانش عشق است / مجموع جهان تن است و جانش عشق است

    این قلعه نه قله که نامش فلک است / بامیست بلند و نردبانش عشق است "

میخواستم چیزهای دیگه ای هم بنویسم ولی دیگه مطلب خیلی طولانی میشد. در انتها براتون قسمت هایی از کتاب "عطیه برتر" از پائولو کوئلیو رو میذارم و بعد از اون چند تا شعر قشنگ:

اگر به زبان مردم و فرشتگان سخن بگویم و عشق نداشته باشم، به نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده مانند شده ام. اگر صاحب عطیه پیشگویی باشم و آگاه باشم به تمام اسرار و بر تمامی دانش ها، اگر ایمانم چنان کامل باشد، تا آنجا که کوه ها را جابجا کنم ، و عشق نداشته باشم ، هیچم.

عشق مهربان است. در آتش حسد نمیسوزد، کبر ندارد، غرور ندارد، اطوار ناپسندیده ندارد، نفع خویش را خواهان نیست، خشم نمیگیرد، سوءظن ندارد، از ناراستی شاد نمیشود اما با راستی به شعف می آید، در همه چیز صبر میکند، همه را باور میکند، همواره امیدوار است و همواره بردبار. عشق هرگز نابود نمیشود. عشق زندگی است.

چرا میخواهیم برای ابد زندگی کنیم ؟ چون میخواهیم فردا، کسی را که دوست داریم، به سوی ما بیاورد. چون میخواهیم یک روز دیگر با کسی که کنار ماست زندگی کنیم. چون میخواهیم کسی را بیابیم که سزاوار عشق ما باشد . او نیز به نوبه خود بتواند که همان گونه که ما سزاوار آنیم، به ما عشق بورزد.

بدترین سرنوشتی که ممکن است کسی داشته باشد تنها زیستن و تهنا مردن است، بدون عاشق شدن و بی معشوق ماندن.

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا / گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

گفنم غم تو دارم گفتا غمت سر آید / گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم / بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

تا که یک روز تو رسیدی/توی قلبم پا گذاشتی/غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی/زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد/برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد/تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه/ ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه

از خدا یه عشق تازه نمیخوام اون که میگه اهل سازه نمیخوام ، من فقط میخوام تورو داشته باشم واسه اینم اجازه نمیخوام . . .

 

نوشته شده توسط مهدی توحیدی فر ساعت 05:03 ق.ظ

ویرایش شده در پنجشنبه 8 آذر 1386 و ساعت 10:11 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©