درخت

از کلاسور حرف نو ,

شنبه 13 اسفند 1384

معمولا خیلی مسخره به نظر میرسه که کسی در مورد درخت بنویسه، یا اصلا خیلی ها درخت رو در حدی نمی دونن که در موردش فکر کنن. از این رو من تصمیم گرفتم که این پست رو به طور کامل به درخت اختصاص بدم، تا همه بفهمن که ما در دیر نو چقدر آزادی بیان داریم.

شاعر می گوید:" درخت تو گر بار دانش بگیرد/به زیر آورز چرخ نیلوفری را". در این بیت بین درخت، نیلوفر و گر تناسب دیده میشه، همچنین دانش به بار تشبیه شده و چرخ برای دوچرخه نیلوفر خانم مجاز آورده شده. "را" و "بار" جناس مقلوب افزایشی داره و کلا کنایه از اینه که کارت به کار خودت باشه و ادامه متنو بخون...به هر حال از اونجایی که این بیت هیچ ربطی به موضوع مورد نظر من نداره پس اونو رها می کنیم و به درخت بر می گردیم.

درخت موجود جالبی است.حرف نمی زند، غیبت نمی کند، موجود دیگری را از زندگی ساقط نمی کند. نمی دَرَد، نمی پرد، عرعر و واق واق و ماما سر نمی دهد، کثافت کاری هم ندارد و کلا مزاحم کسی نمی شود.با این حال آدمیزاد برای اینکه اشرف بودنش را به رخ تمامی موجودات بکشد، از این موجود بی زبان هم نمی گذرد و هر وقت کم می آورد، ترق...یکی از این درختان را قطع می کند.

ظاهرا تو این دوره زمونه تنها عامل حفظ همین سه-چهار تا درخت ، یکی جریمه نقدی آن است و یکی گناهی که می گویند بریدن آن در فصل بیداری دارد. سد گناه که خیلی وقت است شکسته و مردمان سر را در برف می کنند و عده ای هم آخر شبها که خدا خواب است و فرشته ها هم چرت می زنند به قطع درختان بی زبان می پردازند. از لحاظ جریمه هم که می کشیم، پولشم می دیم( تیریپ بچه مایه داری). تازه مثلا شهرداری را که نمی توان جریمه کرد، استغفرالله...علاوه بر آن جریمه که درخت مرده را زنده نمی کند، پولی می شود در جیب تبر به دستانی دیگر. شاعر میگه: رو درخت با نوک خنجر، زنده باد درخت نوشتیم.

به یاد دارم که سال پیش ده-بیست تا درخت بی زبون رو برای اینکه جلوی یک مجتمع تجاری بودند با لودر و اره و آر پی جی و ضد هوایی و اینها، تکه تکه کردند.آن هم در شهر کویری ما...مردم که نمی دانند آن درختهایی که قطع شدند 30 سال پیش با دستان فردی کاشته شده بودند که این درختان رو از بچه های خودش بیشتر دوست داشت و آنها رو با اشک چشم و خون دل در این آب و هوای خشک آبیاری کرده بود. آری، کسی او را نمی شناسد و حتی یکی از پارکهایی که ساخته به نامش نیست چون غلطی کرده بود و یکی از آن پارکها رو تقدیم فرح( لعنت ا... علیها) کرده بود، حال کسی نیست بگوید آخر آن مرد نیکوکار را چه به سیاست...و امروز دیگر کسی از آن درختکار پیر یادی هم نمی کند.

تازه این نوع عملیاتهای نابودی که خوب است، حداقل در روز روشن انجام می شود، آنهایی را که روزی چند لیتر نفت پای درختان شهرداری خالی می کنند را چه می گویید...

مشکل اینجاست که این درختان بی زبان، چنگال عقاب و پنگال ببر و جوانمردی انسان را ندارند که از خودشان دفاع کنند...

قتل قتل است، حتما که نباید شاخ و دم داشته باشد، شاخه و برگ هم قبول است، کسی که برای منافع خودش درخت سالمی که در انتظار بهار است را قطع می کند باید قصاص شود...تا به حال شده جلوی یک منظره پر درخت بایستی و تو ذهنت درختا رو  حذف کنی تا ببینی چی میشه؟ به خدا قسم اگر درخت نبود زعفرانیه عین جوادیه بود، گرونی اونجا به آدماش نیست، به درختاشه.

به هر حال، ای دوست! یادت باشه این دفعه که دیدی درختی چند ده ساله رو قطع می کنن فقط به دید رهگذر به آن نگاه نکن، بدان که دارند موجودی را که سراسر لطافت و زیبایی و مروت است، بی گناه بی گناه، پاک پاک، اعدام می کنند...

این هم به مناسبت روز درختکاری آدمها...

پ.ن: رمض، عضو افتخاری وبلاگ و وزیر کشاورزی غولاباد رسما این روز را به بازماندگان درختان تبریک گفت.

 

                                

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 08:03 ق.ظ

ویرایش شده در جمعه 29 تیر 1386 و ساعت 01:07 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©