عبای مشکی و روبنده حصاردار یا مانتوی اندامی و شلوار برمودا، کدام یک را انتخاب می کنید؟
عبای مشکی و روبنده حصاردار یا مانتوی اندامی و شلوار برمودا، کدام یک را انتخاب می کنید؟
شاید بتوان گفت مسئله یا به عبارتی معضل و حتی بحران حجاب در کشور ما با دستور رضاشاه مبنی بر منع همگانی حجاب آغاز شد. تا آن زمان در جامعه ما زن، به کلاغی معلول و گوشه نشین می مانست که تنها سرگرمیش حرافی، غیبت و خرافات و تنها مسئولیتش گرم نگاه داشتن مطبخ و البته حرم سرای آقایش بود. با صدور دستور یاد شده گروهی که خود را متمدن می نامیدند و به تاثیر از فرهنگ کشورهای غربی، و در امتداد خط مشی خود برای جدا کردن به طور کلی دین از زندگی مردم، به مقابله با نمودهای دینی از جمله حجاب پرداختند و عده ای دیگر به این موضوع نه از دید ایدئولوژیک بلکه اقتصادی نگاه کردند و بی حجابی و حضور زن در محیط خارج از خانه برای آنها راهی نو جهت کسب درآمدهایی نو و فروش کالاهایی نو محسوب شد.
زن متدین ما که اسلامش اسلام صفوی و قاجاری بود، ناگهان به اختیار یا به اجبار روبنده اش را کنار گذاشت و به تعبیر جمالزاده "گونی سیاهش" را که تنها مانع ترقی و رشد و تعالی و پیشرفت خود می دانست از تن در آورد - یا به زور در آوردند- و اینگونه او متحول و متمدن و پیشرفته شد!
کلاغ سیاه خانگی که دینش و اعتقادش مشتی ادعیه و مناجات عربی نامفهوم آغشته به خرافات صفوی بود "گونی عفافش" را در آورد دامن پوشید و اروپایی شد، از کنج حرمسرا به کنج کافه و گاراژ خزید و منقل اسفندش، پاسور شد و مفاتیحش، مجله ی زن روز شد و اندرونیش، بیرونی شد و محدودیتش، آزادی شد و تدینش، تمدن.
و این- به تعبیر دکتر شریعتی- "دو روی یک سکه"، به ظاهر متمایز و متقابلند اما در اصل یک انحراف یا فساد یا گمراهی یا فرار واحدی هستند و از یک جنسند، چه، وقتی انسان از "انسان بودن" خارج شد، دیگر کلاغ با خوک فرقی ندارد.
و طی سالهای بعد نیز عده ای سکه را به این رو و عده ی دیگر به روی دیگر چرخاندند و هیچ کس برای "تعادل" تلاش نکرد. اگر بنا بود ایران متمدن شود، رضا شاهی بود و کشیدن چادر از سر زنان،به زور. و اگر قرار بود ایران اسلامی شود، عقاید افراطی "عرف" بود که تحمیل شد و نه شرع، تبلیغ.
و زن ایرانی، دیگر به صورت خودکار و اتوماتیک این روند نوسانی را ادامه می دهد و نتیجه معجونی است پیچیده از این دو دسته. یکی حاصل اقدامات افراطی و محدودیت های بی دلیل عرفی و دیگری نتیجه ی رسوخ عقاید غربی و امپریالیستی و بورژووازی.

تصویر دسته ی دیگر را، گفتیم اگر بزنیم، بیچاره ی دیرنو را فیلتر می کنند...
اکثریت زنان جامعه ی امروز ما، همان دو دسته هستند، با ظاهری نو...عده ای مانکن های متحرک و دیگری کلاغهای خانه نشین...و هر دو تهوع آور...چرا که یکی آبروی تمدن و حضور زن در جامعه و مساوات را می برد و دیگری آبروی اسلام را. و تمدن و اسلام، هر دو بازیچه و قربانی.
پ.ن:و ای کاش یکی می آمد و می گفت که چه کنیم...مدام از شر یکی به دسته ی دیگر و از دیگری به آن یکی پناه می برم و باز به این فکر می کنم که چگونه می توان این دریای متلاطم و در حال نوسان را به تعادل رساند؟
تبلیغات


