دوستان سلام
گفته بودم شعرم داره لود میشه....
کامل شد!
یاد باد آن روزگاران یاد باد
یادم آمد کودکی ها
آن همه دلبستگی ها
لذت شیرین زبانی ها
کودکی هایم چه زیبا بود
لحضه های بچگی شیرین بود
حتما آن موقع نمی دانستم که کنون با غم وحسرت بدان می نگرم
ونمی دانستم دلم تنگ می شود آن موقع که می گویم
ای کاش
بار دیگر می آمد آن همه لذت بی حد وشمار
در هوای کودکی آلودگی نیست
کینه ها پنهان شدند
همه ی آیینه ها برق و جلا داده شدند
دل کودک پاک است
او نمی داند
که در این وادی مکار
فقط رهگذریست
او نمی داند
که چند روزی بیشتر
در این خانه ی پر نقش نگار
مهمان نیست
او برای زیستن در بهشت جاودانش آفرید
جای او این جا نیست
با همان صافی و پاکی
با همان خندخ ی شیرین لبش
خودرا
در دل رهگذران جا داده ست
کودکی زیبا بود
خاطراتش شیرین
اما...
روزگارش چشم دیدن نیست
آری
همه ی ما در آن لحظه ی شیرین بودیم
ولی اکنون در پی راه چه ایم؟
فرشید رزاقیان : نویسنده ی افتخاری دیرنو