نامه ای به فرزندم ۱

از کلاسور حرف نو ,

شنبه 5 آبان 1386

فرزند عزیزم سلام. امیدوارم که شاد، سالم و موفق باشی. این اولین...

{{...بدان با هر تصمیمی که می گیری محدودیتها، آزادی ها، دلگرمی ها، غصه ها و  الگو هایی برای تمام بشریت وضع می کنی و می آفرینی! پس؛ به ازای هریک از آنها، مسئولی.}}

فرزند عزیزم سلام. امیدوارم که شاد، سالم و موفق باشی. این اولین باری است که برایت نامه می نویسم و شاید آخرین بار. مرا به خاطر این مزاحمت و این نامه ی طولانی ای که می نویسم سرزنش نکن، چرا که انسانی که مسئول باشد و بداند که مسئول است در قبال مسئولیتش تنها دو راه دارد، یکی اینکه با عمل به آن خود را رها سازد، و این راه ساده تر است، و دیگری اینکه زجر بکشد و این عذاب وجدان را همواره داشته باشد. و پدر تو توان راه دوم را ندارد، چرا که بسیار مشکل است.

فرزندم! بدان که باید در قدم اول بدانی که برای چه زندگی می کنی و که می خواهی باشی. زندگی ، به تعبیر دکتر شریعتی پنج قسمت دارد و تمام دغدغه ها، تلاشها و غم ها و شادی ها و قدم ها و حرف ها و، هرچه انسان در قالب "زیستن" انجام می دهد، برای این پنج مورد است:

1-نان    2- فرهنگ   3- آزادی  4-ایمان 5- دوست داشتن

نان را، بدان که برعکس آنچه بزرگان و انسانهای به اصطلاح روشنفکر می گویند، بسیار مهم است و نقش مهمی در زندگی تو خواهد داشت. پس برای به دست آوردنش تلاش کن و بدان انسان فقیر را به حساب اینکه امکان گناه و انحراف نداشته پاداش نخواهند داد.

فرهنگ یعنی اینکه درک بدانی "که" هستی و انسان فاقد این مورد مانند کودکیست بی اسم و فامیل که در نگاه اول او را حرامزاده می خوانند. فرهنگ معیار اصالت توست و این اصالت موروثی نیست، بلکه اکتسابیست و تو آنرا با شناخت آنچه از کشورت و دینت و... به تو رسیده است، می توانی آنرا بدست آوری.

شناخت آزادی بسیار دشوار است، چرا که مرز آن با بی بند و باری و عدم تعهد و وفاداری، به راحتی قابل تشخیص نیست. و آزادی که رسالتش این است که فکر تو را از جسمت رها سازد، با یک اشتباه آن را اسیر جسم می کند و آنگاه است که تو تصور می کنی که آزاد هستی، اما هزاران انگیزه ی جسمی و مادی چون ریسمان هایی نا مرئی دست و پای تو را بسته اند. و چه بسیارند آدمهای اینچنین در جامعه ی امروز ما.

ایمان را باید حس کنی و نه اینکه بشناسی. چرا که شناختش و خواندن و گفتن و بحث علمی در مورد آن بیهوده و هجو و احمقانه است. چرا که ایمان اعتقادیست که از مرحله ی فکری و عقلی فراتر است و آنرا باید تجربه کرد و آن هم با روحت. چه مزحک است اگر یک تابلوی نقاشی را، که روح را نوازش می دهد و احساس را تحریک می کند و وجود فرا عقلی انسان را قلقلک می کن و می خنداند یا گریه می اندازد، نقد علمی کنیم که، این ساختمانش از چه مصالحیست که زیر این باران خراب نشده  و ...

دوست داشتن. نهایت احساس میان دو روح! دو روح و نه دو جسم! یا دو عقل یا دو جیب یا دو هوس یا... یک دوستی و احساس خویشاوندی. اتصالی نه از جنس کلمات قراردادی و احمقانه و محدود انسانها، که از جنس خودِ احساس! و خود منظور و مقصود. اتصالی از جنس الهام. امیدوارم که تجربه اش کنی که بسیار زیبا و خوشایندست.

فرزندم! یادت باشد اعتقادی که تنها از جنس کلمه و حرف باشد هیچ ارزشی ندارد. به آنچه اعتقاد نداری عمل نکن و بدان، به آنچه عمل نمی کنی، اعتقاد واقعی نداری.

فرزندم! هیچگاه مطلبی را به این دلیل که "دیگران می گویند" یا "دیگران اینچنین می کنند" قبول نکن. که در انجیل آمده است، و اگر یک قسمت از آن تحریف نشده باشد همین است، که: همواره از راهی عبور کن که رهروان کمتری دارد.

دخترم! بدان که حجاب از جمله مواردیست که انسانهای "عادی و پیرو "، "افراطی" و " متفاوت" را از هم جدا می کند. حال خود تصمیم بگیر که می خواهی کدام باشی.

فرزندم! یادت باشد قضاوت در مورد یک انسان، تنها از روی ظواهر، توهین به آفرینش روح انسان و جنبه ی عمیق روحی اوست. انسان، وجودی پیچیده است پس باید در برخورد با هر انسان جدیدی، ابتدا عمیقا" او را بشناسی و بعد تصمیم بگیری که چگونه فردیست و تو چگونه باید با او رفتار کنی یا او چه نقشی می تواند در زندگی تو ایفا کند: دوست، دشمن، الگو، معلم، همکار،همسر و ...

فرزندم! کسی که از جامعه فرار می کند و عزلت اختیار می کند و یا حضور دارد، اما تنها یک حضور فیزیکی و نقش و مسئولیت خویش در جامعه را نادیده می گیرد، همانند کسی است که روز امتحان غیبت کند و به او نمره ای داده نخواهد شد. بدان با هر تصمیمی که می گیری محدودیتها، آزادی ها، دلگرمی ها، غصه ها و الگو هایی برای تمام بشریت وضع می کنی و می آفرینی! پس؛ به ازای هریک از آنها، مسئولی.

فرزند عزیزم! بدان که خداوند از روح خود در وجود تو دمیده است. و تو "خداگونه" ای هستی بر روی زمین و آفریدن مختص خداست و تو به همین دلیل از این موهبت بهره مندی. پس، آفریدن را که مسئولیت خداوندیست فراموش نکن! حال این آفریدن هنری باشد، یا ادبی و یا حتی فیزیکی، مقدس است.

و به عنوان آخرین حرف، هرگاه در مقابل سختی ها و ناراحتی ها قرار گرفتی، به یاد داشته باش که همان سختی ها هستند که هدف و مقصود خداوند از قرار دادن ما در این جهان موقتی و زمینی می باشند. پس، از زندگی خود، انتظاری جز آزمایش های سخت نداشته باش، چه، این هردو یکی هستند. و هرگاه در شادی و لذت قرار گرفتی چنان غافل نشو که سختی روز بعد تو را غافلگیر کند.

در اوج ناراحتی ها به یاد داشته باش که آرزوها و مقاصدی داری، که خداوند "زمان" را برای رسیدن به آنها، در اختیارت قرار داده است و این دو هدیه خداوند، همواره همراه تو اند.

شاد زی، دیر زی.

قربانت،

امیر   

 

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 03:10 ق.ظ

ویرایش شده در شنبه 5 آبان 1386 و ساعت 03:10 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©