خب می دونی .... عزیز.... عید نوروز به نظر می رسه اتفاق مهمی باشه. جدی میگم... اینه که... خب ... هیچی اصلا.
تبلیغات

خیزید ای می خوارگان تا خیمه بر گردون زنیم... آیین دیر عشق را بر چرخ بوقلمون زنیم
صفحات سایت
آرشیو
نویسندگان
امیرحسین رفعتی
محمد ملاعباسی
سعید حاجی زاده
سید حامد شاکر
علی رضا رحیمی
نویسنده ی افتخاری
هم قطاران:
ارزش معمولی بودن
از کلاسور مقاله ها ,
خب می دونی .... عزیز.... عید نوروز به نظر می رسه اتفاق مهمی باشه. جدی میگم... اینه که... خب ... هیچی اصلا.
ویرایش شده در - و ساعت -
چشم خدا
از کلاسور آلبوم عکس ,
ویرایش شده در چهارشنبه 22 اسفند 1386 و ساعت 09:03 ق.ظ
در کناره ی گناه
از کلاسور مقاله ها ,
وقتی فکرش را می کنم، می بینم این که بعضی ها از ویژگی های ظاهری شان استفاده می کنند تا شاید کاری بسیار کم اهمیت برایشان انجام شود، نمره ای بگیرند، پولی نصیبشان شود، توجهی جلب کنند، حتا شاید کاری اداری برایشان زودتر انجام پذیرد، این برایم بسیار بسیار بسیار دور از انسانیت به نظر می آید. به علاوه که این کار در نظرم نوعی به رخ کشیدن ضعفی عمقی می نماید.
اما وقتی که خوب فکرش را می کنم، می بینم اگر دختر زیبارویی بودم، استفاده کردن از زیبایی ام برای تسهیل در انجام کاری روزمره، آنچنان که امروز می پندارم، زشت و قبیح به نظر نمی آمد که هیچ، می خورد مباح و گاه مباح موکد هم باشد....شاید.
ویرایش شده در - و ساعت -
محکومیت به آزادی
از کلاسور مقاله ها ,
ما محکومیم به آزادی (ژان پل سارتر)
البته نمی دانم به درد این چند خطی که قرار است به عنوان درآمد مطلب بخوانی، بخورد یا نه ولی خب. فعلا چیز دیگر به ذهنم نمی رسد. یک ضرب المثل هست که می گوید مرگ، شتری است که در خانه هر کسی می خوابد. حالا قصه آزادی هم مثل قصه این مرگ شده است. اپیدمی شده. همه جا ازش می شنوی. همه کس در موردش حرف می زند ولی مثل همان مرگ به غایت بپچیده و پر ابهام است...
ویرایش شده در شنبه 4 اسفند 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ
کوتاه ترین مطلب دیرنو...
از کلاسور حرف نو ,
در آن گرمای سی و سه درجه در بلوار بوردن،
حتی یک نفر هم...
گوستاو فلوبر
ویرایش شده در - و ساعت -
All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com
Best Resolution : 1024 X 768